شادى نفيسى
41
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
قرار گرفته است . . . و اينك به راستى مىگويم كه من شاگرد قرآن عظيم و آن چه دارم از آن سرچشمهء حقيقت فرا گرفتهام . . . . « 1 » ب - طرح ديدگاههاى نوين در مقولهء نظام سياسى از نظر اسلام اگر خلافت مرسوم ريشه در اصول و معارف اسلامى ندارد و چه بسا با آنها در تضاد است و اگر اين نظام سياسى مطابقت با اسلام ندارد ، پس نظر اسلام در اين باره چيست و چه شيوهاى را بايد در پيش گرفت . اين موضوع ، به بحثهاى جديدى در حوزهء معارف دينى دامن زد و اولا متفكران و انديشمندان اسلامى را فراخواند تا نظام حكومتى مورد نظر اسلام را تبيين كنند ، و ثانيا آنان را ناگزير ساخت تا موضع اسلام را دربارهء پارهاى از اركان و توابع نظامهاى سياسى جديد در غرب بيان كنند . در بحث از نظام حكومت اسلامى نظريات اهل سنت متفاوت بود . الف - گروهى كه طرفداران سلفيه از آنها به شمار مىآيند ، مدينهء فاضلهء اسلام را در دورهء حكومت خلفاى راشدين محقق دانسته ، آن را هدف خود قرار دادهاند . « 2 » البته بايد به اين نكته توجه كرد كه در ميان اهل سنت گرايش به گذشته از دو جهت مطرح است . عدهاى براى يافتن قهرمانان اصيل اسلامى و در طلب نمونهء كامل اجراى احكام اسلام در آن نظر مىكنند . و دستهء ديگرى تحت تأثير گرايشهاى شديد قوميت عربى و در آرزوى مجد و عظمت از دست رفتهء عرب ، تمدن درخشان اسلامى را مىستايند ، اما نه به خاطر اسلام ، بلكه به خاطر قدرت اعراب . با اين نگرش ، اوج اين تمدن به دوران حكومت امويان تعلق دارد . و لذا ستايش ، لايق سردمداران و حكمرانانى نظير خالد بن وليد و يزيد و معاويه است . « 3 » ب - گروه دوم را بايد طرفداران علمانيت و جدايى دين از سياست دانست . رواج يافتن اين ديدگاه نتيجهء همسخنى گروههاى مختلفى بود كه با انگيزههاى متفاوت آن را تبليغ مىكردند . از يك سو مسيحيان عرب مدافع آن بودند . در بلاد شام جامعهء مسيحى ، اقليتى بزرگ را تشكيل مىداد . آن چه مايهء جدايى مسلمانان و مسيحيان مىشد تفاوت دين و سياست و آن چه آنها را به هم نزديك مىكرد فرهنگ و ادب عرب بود . لذا
--> ( 1 ) . على اكبر ثبوت ، نگاهى به تفسير سر سيد احمدخان ، ص 74 و 75 . ( 2 ) . عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 212 . ( 3 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 3 و 4 .